جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
steigen
01
بالا رفتن, صعود کردن
Sich nach oben bewegen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
بیقاعده
فعل کمکی
sein
اولشخص مفرد
steige
سومشخص مفرد
steigt
وجه وصفی حال
steigend
گذشته ساده
stieg
اسم مفعول
gestiegen
مثالها
Der Rauch stieg in den Himmel.
دود به آسمان بالا رفت.
02
افزایش یافتن, زیاد شدن
Quantitativ größer oder höher werden
مثالها
Sein Fieber stieg auf 39 Grad.
تب او تا 39 درجه بالا رفت.



























