جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pflegen
[past form: pflegte]
01
مراقبت کردن, پرستاری کردن
Sich regelmäßig um jemanden oder etwas kümmern
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
pflege
سومشخص مفرد
pflegt
وجه وصفی حال
pflegend
گذشته ساده
pflegte
اسم مفعول
gepflegt
مثالها
Ich pflege meine Haut mit einer guten Creme.
من با یک کرم خوب از پوستم مراقبت میکنم.
02
عادت داشتن
Etwas regelmäßig oder typischerweise tun
مثالها
Sie pflegt jeden Abend spazieren zu gehen.
او عادت دارد که هر شب پیادهروی کند.
03
دوستدار چیزی بودن, به چیزی علاقهمند بودن
Etwas bewusst und mit Freude betreiben oder erhalten
مثالها
Er pflegt gute Beziehungen zu seinen Kollegen.
او روابط خوبی با همکارانش حفظ میکند.



























