جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Das Motiv
01
انگیزه, علت
Der Beweggrund für eine Handlung
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
Motivs
شکل جمع
Motive
مثالها
Das Mordmotiv war Eifersucht.
انگیزه قتل حسادت بود.
02
بنمایه, موتیف، عنصر تکرارشونده
Ein wiederkehrendes gestalterisches oder inhaltliches Element in Kunstwerken
مثالها
Das Blumenmotiv in van Goghs Sonnenblumen symbolisiert Lebensfreude.
موتیف گل در نقاشی آفتابگردانهای ون گوگ، شادی زندگی را نمادین میکند.



























