جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
füttern
01
غذا دادن
Einem Tier, einem Baby oder einer hilfsbedürftigen Person Nahrung geben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
füttere
سومشخص مفرد
füttert
وجه وصفی حال
fütternd
گذشته ساده
fütterte
اسم مفعول
gefüttert
مثالها
Die Mutter füttert ihr Baby mit einem Löffel.
مادر کودک خود را با قاشق تغذیه میکند.



























