جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ergeben
01
نتیجه دادن, (به چیزی) رسیدن
Ein Resultat oder Ergebnis hervorbringen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
er
فعل پایه
geben
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
ergebe
سومشخص مفرد
ergibt
وجه وصفی حال
ergebend
گذشته ساده
ergab
اسم مفعول
ergeben
مثالها
Das Experiment ergab überraschende Resultate.
آزمایش نتایج شگفتانگیزی به دست آورد.
02
تسلیم شدن
Auf Widerstand verzichten und sich unterwerfen
مثالها
Er ergab sich ohne Kampf.
او بدون جنگ تسلیم شد.



























