جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bestrafen
01
مجازات شدن, محکوم شدن
Jemandem eine Strafe für eine begangene Tat geben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
be
فعل پایه
strafen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
bestrafe
سومشخص مفرد
bestraft
وجه وصفی حال
bestrafend
گذشته ساده
bestrafte
اسم مفعول
bestraft
مثالها
Kinder sollte man nicht zu hart bestrafen.
کودکان نباید خیلی سخت مجازات شوند.



























