جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
beruhigen
01
آرام کردن
Jemanden oder etwas ruhiger machen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
be
فعل پایه
ruhigen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
beruhige
سومشخص مفرد
beruhigt
وجه وصفی حال
beruhigend
گذشته ساده
beruhigte
اسم مفعول
beruhigt
مثالها
Der Lehrer beruhigt die Schüler nach dem Streit.
معلم پس از دعوا دانشآموزان را آرام میکند.
02
آرامش خود را حفظ کردن, آرام شدن
Sich entspannen
مثالها
Bitte beruhige dich und erzähle mir, was passiert ist.
آرام باش و به من بگو چه اتفاقی افتاده است.



























