جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
évaluer
01
ارزیابی کردن, سنجیدن، تخمین زدن
estimer la valeur, le prix ou l'importance de quelque chose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
évalue
اولشخص جمع
évaluons
اولشخص زمان آینده
évaluerai
وجه وصفی حال
évaluant
اسم مفعول
évalué
اولشخص جمع زمان ناقص
évaluions
مثالها
Ils ont évalué les dégâts après la tempête.
آنها پس از طوفان خسارت را ارزیابی کردند.



























