جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
élaborer
01
تدارک دیدن, آماده کردن، تهیه کردن
préparer, concevoir ou mettre au point quelque chose avec soin
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
élabore
اولشخص جمع
élaborons
اولشخص زمان آینده
élaborerai
وجه وصفی حال
élaborant
اسم مفعول
élaboré
اولشخص جمع زمان ناقص
élaborions
مثالها
L' équipe élabore une stratégie marketing efficace.
تیم یک استراتژی بازاریابی مؤثر تدوین میکند.



























