جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La vérité
01
حقیقت, واقعیت
ce qui est réel et exact, ce qui correspond aux faits
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il a toujours dit la vérité à ses amis.
او همیشه حقیقت را به دوستانش گفته است.



























