جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vomir
01
استفراغ کردن, بالا آوردن
rejeter par la bouche le contenu de l'estomac
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
vomis
اولشخص جمع
vomissons
اولشخص زمان آینده
vomirai
وجه وصفی حال
vomissant
اسم مفعول
vomi
اولشخص جمع زمان ناقص
vomissions
مثالها
Elle a vomi toute la nuit à cause de la grippe.
او تمام شب به دلیل آنفولانزا استفراغ کرد.



























