جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le visiteur
01
ملاقاتکننده, بازدیدکننده
ملاقاتکننده
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
visiteurs
مثالها
En 2007, il y a eu 7 millions de visiteurs à la Tour Eiffel.
بازدیدکننده جلوی در منتظر است.



























