جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le visiteur
01
ملاقاتکننده, بازدیدکننده
une personne qui vient voir quelqu'un ou un lieu
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
visiteurs
مثالها
Mon mari attend un visiteur à 15 h.
من در را برای بازدیدکننده باز میکنم.



























