جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La visite
01
بازدید, دیدار
action d'aller voir un lieu, une personne ou un événement
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
visites
مثالها
Elle attend la visite de ses parents ce week - end.
او منتظر بازدید والدینش در این آخر هفته است.



























