le trou
Pronunciation
/tʀu/

تعریف و معنی "trou"در زبان فرانسوی

Le trou
01

سوراخ, حفره

ouverture ou espace vide dans une surface
le trou definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
trous
مثال‌ها
J' ai fait un trou dans le mur pour accrocher le tableau.
من یک سوراخ در دیوار ایجاد کردم تا نقاشی را آویزان کنم.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه