جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le tri
01
تفکیک, جداسازی
action de séparer des éléments selon un critère (forme, type, utilité, etc.)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Elle fait le tri de ses vêtements chaque saison.
او جداسازی لباسهایش را در هر فصل انجام میدهد.



























