جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
régional
01
محلی
qui appartient à une région ou concerne une région
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
régional
جمع مذکر
régionaux
مفرد مؤنث
régionale
جمع مؤنث
régionales
مثالها
Le journal parle des événements régionaux.
روزنامه در مورد رویدادهای منطقهای صحبت میکند.
02
منطقهای, ناحیهای
qui concerne une zone géographique spécifique
مثالها
Ils ont créé une agence régionale pour gérer les ressources.
آنها یک آژانس منطقهای برای مدیریت منابع ایجاد کردند.



























