جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
réciter
01
از حفظ خواندن, از بر خواندن
dire à haute voix un texte appris par cœur
مثالها
Elle sait réciter toutes les fables de La Fontaine.
او میتواند تمام افسانههای لافونتن را بازگو کند.
02
دکلمه کردن, با صدای بلند اظهار داشتن، بازگو کردن
dire un texte avec une intention artistique
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
récite
اولشخص جمع
récitons
اولشخص زمان آینده
réciterai
وجه وصفی حال
récitant
اسم مفعول
récité
اولشخص جمع زمان ناقص
récitions
مثالها
Ce poète récite ses textes en musique.
این شاعر متون خود را با موسیقی میخواند.



























