جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le règlement
01
مقررات, قوانین
ensemble de règles ou de lois à suivre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
règlements
مثالها
Il faut respecter le règlement pour entrer.
برای ورود باید مقررات را رعایت کرد.
02
پرداخت
action de payer une somme d'argent
مثالها
Ils ont effectué le règlement en espèces.
آنها پرداخت را به صورت نقدی انجام دادند.



























