جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le relooking
01
تغییر اساسی (در ظاهر و ...)
transformation complète de l'apparence ou du style
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
relookings
مثالها
Elle a décidé de faire un relooking avant la fête.
او تصمیم گرفت قبل از مهمانی یک رلوکینگ انجام دهد.



























