جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
promouvoir
01
ترفیع دادن, ارتقا دادن
donner à quelqu'un un poste plus élevé dans une hiérarchie
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
promois
اولشخص جمع
promouvons
اولشخص زمان آینده
promouvrai
وجه وصفی حال
promouvant
اسم مفعول
promu
اولشخص جمع زمان ناقص
promouvions
مثالها
Elle a été promue directrice après cinq ans de travail.
او پس از پنج سال کار به عنوان مدیر ارتقا یافت.



























