جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
proliférer
01
تکثیر شدن(زیستشناسی), تولید مثل کردن
se multiplier rapidement et en grand nombre
مثالها
Les cellules cancéreuses peuvent proliférer de manière incontrôlée.
سلولهای سرطانی میتوانند بهطور کنترلنشده تکثیر شوند.
02
(به سرعت) زیاد شدن, افزایش یافتن
se développer excessivement
مثالها
De nouvelles théories du complot prolifèrent sur internet.
تئوریهای توطئه جدید در اینترنت به شدت گسترش مییابند.



























