جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La perturbation
01
اختلال
trouble ou dérangement dans le fonctionnement normal de quelque chose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
perturbations
مثالها
Une perturbation du réseau a interrompu le service.
یک اختلال در شبکه، سرویس را قطع کرد.



























