جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
percer
01
پی بردن, فهمیدن
découvrir ou comprendre après investigation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
perce
اولشخص جمع
perçons
اولشخص زمان آینده
percerai
وجه وصفی حال
perçant
اسم مفعول
percé
اولشخص جمع زمان ناقص
percions
مثالها
Il a percé à jour leurs mensonges.
او دروغهایشان را سوراخ کرد.
02
سوراخ کردن
faire un trou dans un matériau
مثالها
Le dentiste perce ma dent pour soigner la carie.
دندانپزشک برای درمان پوسیدگی دندانم را سوراخ میکند.



























