جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
peler
01
پوست کندن (میوه، سبزی), پوست گرفتن
enlever la peau ou l'écorce d'un fruit ou légume
مثالها
Elle pèle les carottes avant de les couper.
پوست میکند هویجها را قبل از بریدن آنها.
02
یخ کردن, احساس سرما کردن
souffrir intensément du froid
مثالها
Je me pèle dans cette maison mal isolée.
من دارم یخ میزنم در این خانه بد عایقبندی شده.
03
پوست انداختن, پوست خود را از دست دادن
perdre sa peau naturellement ou à cause d'une brûlure
مثالها
Le serpent pèle sa peau chaque année.
مار هر سال پوست خود را میاندازد.



























