جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
obliger
01
مجبور کردن, وادار کردن
اطلاعات دستوری
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
obligeant
اسم مفعول
obligé
مثالها
Le maître l' a obligée à rester après les cours pour apprendre sa leçon.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مجبور کردن, وادار کردن