جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
interner
01
بستری کردن (در آسایشگاه روانی)
placer une personne dans un établissement (hôpital, clinique, prison) pour soins ou surveillance
مثالها
Elle a été internée en psychiatrie.
او در روانپزشکی بستری شد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بستری کردن (در آسایشگاه روانی)