جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fredonner
01
زمزمه کردن, زیر لب خواندن
chanter à voix basse, souvent la mélodie seulement
مثالها
Il fredonnait la mélodie sans se souvenir des paroles.
او در حالی که کلمات را به یاد نمیآورد، آهنگ را زمزمه میکرد.



























