جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La formalité
01
مقررات, قوانین
règle ou procédure officielle à respecter
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
formalités
مثالها
Il a rempli toutes les formalités avant de partir à l'étranger.
او قبل از رفتن به خارج از کشور تمام فرمآلیتهها را تکمیل کرد.



























