جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La force
01
نیرو, قدرت، زور
la capacité de produire un effort physique ou de résister à une pression
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La force du vent a déraciné plusieurs arbres.
قدرت باد چند درخت را از ریشه درآورد.



























