جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le fauteuil roulant
[gender: masculine]
01
صندلی چرخدار, ویلچر
siège équipé de roues pour personnes à mobilité réduite
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
fauteuils roulants
مثالها
Elle fait du basket en fauteuil roulant depuis dix ans.
او ده سال است که بسکتبال روی ویلچر بازی میکند.



























