جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'escabeau
01
چهارپایه
petit meuble portable servant de marche pour atteindre des objets en hauteur
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
escabeaux
مثالها
J'ai besoin de l'escabeau pour changer l'ampoule.
برای تعویض لامپ به چهارپایه نیاز دارم.



























