جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
enrouler
01
لوله کردن, پیچیدن
entourer quelque chose en formant des spires ou des tours
مثالها
J' enroule le câble pour le ranger.
من کابل را میپیچم تا آن را ذخیره کنم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
لوله کردن, پیچیدن