جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dévisser
01
پیچ (چیزی را) باز کردن
enlever ou desserrer en tournant dans le sens inverse des aiguilles d'une montre
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
dévisse
اولشخص جمع
dévissons
اولشخص زمان آینده
dévisserai
اسم مفعول
dévissé
اولشخص جمع زمان ناقص
dévissions
مثالها
Il faut dévisser les quatre vis pour ouvrir l' appareil.
باید چهار پیچ را باز کرد تا دستگاه را باز کنید.
02
باز کردن (درب چیزی)
ouvrir quelque chose en tournant son couvercle ou sa partie supérieure
مثالها
Pour changer la pile, dévissez le compartiment.
برای تعویض باتری، محفظه را باز کنید (با باز کردن پیچها).



























