décoiffer
Pronunciation
/dekwafˈe/

تعریف و معنی "décoiffer"در زبان فرانسوی

décoiffer
01

تحول اساسی ایجاد کردن, (به زبان عامیانه) ترکاندن

créer un grand effet, impressionner fortement
décoiffer definition and meaning
مثال‌ها
Son concert décoiffe tous les soirs.
کنسرت او هر شب متعجب‌کننده است.
02

موی (کسی را) بهم ریختن

troubler ou déranger la coiffure de quelqu'un
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اول‌شخص مفرد
décoiffe
اول‌شخص جمع
décoiffons
اول‌شخص زمان آینده
décoifferai
وجه وصفی حال
décoiffant
اسم مفعول
décoiffé
اول‌شخص جمع زمان ناقص
décoiffions
مثال‌ها
Les enfants ont décoiffé sa fille en jouant.
بچه‌ها هنگام بازی موهای دخترش را به هم ریختند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه