جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
créer
01
خلق کردن, ایجاد کردن، درست کردن، تاسیس کردن
faire ou produire quelque chose de nouveau
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
crée
اولشخص جمع
créons
اولشخص زمان آینده
créerai
وجه وصفی حال
créant
اسم مفعول
créé
اولشخص جمع زمان ناقص
créions
مثالها
Le scientifique a créé un nouveau matériau.
دانشمند یک ماده جدید ایجاد کرد.



























