جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La cohérence
01
انسجام, پیوستگی، ارتباط منطقی
lien logique entre des éléments
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La cohérence de son argumentation a convaincu le jury.



























