جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
classer
01
دستهبندی کردن, مرتب کردن، طبقهبندی کردن
ranger des éléments selon des catégories ou un ordre précis
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
classe
اولشخص جمع
classons
اولشخص زمان آینده
classerai
وجه وصفی حال
classant
اسم مفعول
classé
اولشخص جمع زمان ناقص
classions
مثالها
Le bibliothécaire classe les livres par thème.
کتابدار کتابها را بر اساس موضوع طبقهبندی میکند.



























