جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
balader
01
گردش کردن, پرسه زدن، گشت زدن
se promener sans but précis, pour le plaisir
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
balade
اولشخص جمع
baladons
اولشخص زمان آینده
baladerai
وجه وصفی حال
baladant
اسم مفعول
baladé
اولشخص جمع زمان ناقص
baladions
مثالها
Les touristes se baladent avec leurs appareils photos.
گردشگران با دوربینهای خود گشت میزنند.



























