جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'alibi
01
عذر, بهانه
excuse pour justifier une absence
مثالها
Ton alibi ne tient pas debout !
عذر شما پایدار نیست!
02
ارائه ادله و شواهد مبنی بر عدم حضور در محل وقوع جرم, مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم
preuve qu'une personne était ailleurs au moment d'un crime
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
alibis
مثالها
Sans alibi, il devient le suspect principal.
بدون آلیبی، او به مظنون اصلی تبدیل میشود.



























