جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
palear
01
بیل زدن
mover o levantar tierra, nieve u otro material con una pala
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
paleo
سومشخص مفرد
palea
وجه وصفی حال
paleando
گذشته ساده
paleó
اسم مفعول
paleado
مثالها
Tengo que palear la nieve de la entrada para poder salir con el coche.
من باید برف را از ورودی بیل بزنم تا بتوانم با ماشین بیرون بروم.



























