جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El deseo
01
آرزو, خواسته
sentimiento de querer algo, una aspiración o anhelo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
deseos
مثالها
Su mayor deseo es ser médico.
بزرگترین آرزوی او این است که پزشک شود.
02
اشتیاق
sentimiento intenso de atracción o interés romántico o sexual hacia alguien
مثالها
La pasión y el deseo llenaban la relación de la pareja.
شور و اشتیاق رابطه زوجین را پر کرده بود.



























