جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
visitar
01
بازدید کردن, ملاقات کردن
ir a un lugar para verlo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
visito
سومشخص مفرد
visita
وجه وصفی حال
visitando
گذشته ساده
visité
اسم مفعول
visitado
مثالها
Me gusta visitar nuevos lugares.
02
ملاقات کردن
ir a ver a alguien
مثالها
Ella visita a sus amigos todos los meses.
او هر ماه دوستانش را ملاقات میکند.



























