جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impedir
[past form: impedí][present form: impido]
01
جلوگیری کردن, پیشگیری کردن
no permitir que algo ocurra
مثالها
Las medidas de seguridad impiden accidentes.
اقدامات ایمنی از حوادث جلوگیری میکنند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
جلوگیری کردن, پیشگیری کردن