جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
soler
01
عادت داشتن به انجام کاری
tener costumbre o hábito de hacer algo con frecuencia
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
بیقاعده
اولشخص مفرد
suelo
سومشخص مفرد
suele
وجه وصفی حال
soliendo
گذشته ساده
solí
اسم مفعول
solido
مثالها
Ella suele estudiar por la noche.
او معمولاً شبها مطالعه میکند.



























