جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
habitual
01
مکرر, پیوسته، مداوم، همیشگی
que ocurre con frecuencia o de manera regular
مثالها
Su forma habitual de trabajar es muy eficiente.
شکل معمول کار او بسیار کارآمد است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مکرر, پیوسته، مداوم، همیشگی