itchy feet
it
ˈɪ
i
chy
ʧi
chi
feet
fi:t
fit

تعریف و معنی "itchy feet"در زبان انگلیسی

Itchy feet
01

اشتیاق زیاد به سفر, حال و هوای سفر

a strong urge to travel or leave somewhere 
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
Ever since he was a child, he had itchy feet and dreamt of exploring distant lands. 

از زمانی که کودک بود، پاهای خارش‌داری داشت و رویای کشف سرزمین‌های دور را در سر می‌پروراند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه