جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
insanely
01
به صورت دیوانه وار, به شکل غیر منطقی
in an extremely foolish or illogical manner
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
مثالها
Making decisions based on conspiracy theories is acting insanely.
تصمیم گیری بر اساس تئوریهای توطئه یعنی عمل کردن به شیوهای دیوانهوار.
مثالها
The roller coaster ride was insanely fast, leaving everyone breathless and exhilarated.
سواری ترن هوایی به طرز دیوانهواری سریع بود، که همه را بینفس و هیجانزده کرد.
درخت واژگانی
insanely
sanely
sane



























