incarceration
Pronunciation
/ˌɪnˌkɑɹsɝˈeɪʃən/

تعریف و معنی "incarceration"در زبان انگلیسی

Incarceration
01

حبس, حبس‌کردن

the act of putting or keeping someone in captivity
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
Her incarceration gave her time to reflect on the choices she made in life.
زندانی شدن او به او فرصت داد تا درباره انتخاب‌هایی که در زندگی انجام داده بود فکر کند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه