جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Impostor
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
impostors
مثالها
She was caught when the impostor failed to answer a basic question about the job.
وقتی که متقلب نتوانست به یک سوال اساسی درباره کار پاسخ دهد، او دستگیر شد.
درخت واژگانی
impostor
impost



























