جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
imperishable
01
ناپایدار, جاودانه
not perishable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most imperishable
شکل تفضیلی
more imperishable
درجهپذیر
02
جاودانه, تخریب ناپذیر
enduring for a long time or indefinitely
مثالها
His legacy was built on imperishable values that inspired others long after his passing.
میراث او بر اساس ارزشهای جاودان ساخته شد که مدتها پس از مرگش به دیگران الهام بخشید.
درخت واژگانی
imperishable
perishable
perish



























